PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تعریف مدیریت ( لغوی و اصطلاحی ) + سوال



MAHGOL
جمعه ۲۶ خرداد ۹۱, ۰۴:۲۰ بعد از ظهر
http://newswire.fr/wp-content/uploads/2010/12/tools-community-manager.jpg




طبق برنامۀ تعیین شده البته در ذهن من و همچنین مطابق با ایده های دوستان ، قصد دارم به طور روزمره اطلاعاتی دربارۀ رشته تحصیلی خودم ، برای شما قرار بدم .

اطلاعات به صورت ساده از پایه قرار داده خواهد شد تا دوستانی هم که در این رشته مشغول به تحصیل نیستند در صورت تمایل با خواندن آن علاوه بر علاقه مند شدن،

اطلاعاتی در این زمینه کسب کنند . ضمن این که حرکتی مشارکتی در جهت یاد دادن اطلاعاتی که خود داریم از طریق در اختیار گذاشتن آن برای دیگران ، انجام داده ایم.

معنای لغوی '' مدیریت '' :

واژۀ مدیر و مدیریت هر دو عربی هستند . مدیر اسم ثلاثی مزید از مصدر اداره باب ِ افعال می باشد . ( ادار ، یدیر ، اداره ) ، مدیریت هم اسم مصدری است که از واژۀ مدیر گرفته شده است .

در واقع هر 3 واژۀ مدیر، مدیریت و اداره در اصل از مادۀ '' دَوَرَ '' گرفته شده اند که اسم مصدر آن '' دَوَران '' می باشد . از آنجا که لغت '' دَوَران '' به معنای گرداندن است ، پس مدیر به

معنای گرداننده و مدیریت به معنای گرداندن هستند .

البته معنای دیگری هم وجود دارد . مدیر ، کارگردان و مدیریت ، کارگردانی نیز تلقی می شوند .

در این صورت مدیریت شامل هر نوع کارگردانی در هر نوع سطحی می شود و مفاهیم دیگر مانند رهبری ، هدایت و ... را می توان مشمول آن دانست .

و اما ،

معنای اصطلاحی '' مدیریت '' :

تعاریف بسیاری در شناساندن مفهوم مدیریت وجود دارد که هر کدام به تبیینی خاص ما را در این زمینه هدایت می کند .

در زیر ، تعاریف مدیریت از زبان اشخاص سرشناس ( داخلی و خارجی ) بیان شده که به آن ها اشاره می کنیم :

مرتضی مطهری : مدیریت انسان ها و رهبری آن ها عبارت است از فن بهتر بسیج کردن، بهتر سامان دادن و بهتر کنترل کردن نیروهای انسانی .

علی محمد اقتداری : مدیریت عبارت است از علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی برای نیل به هدف های مطلوب با حداکثر کارایی .

استیفن رابینز و دیوید سنزو : مدیریت فرآیند انجام کارها به طور ثمربخش و کارآمد به وسیلۀ دیگران است .

ماری فالت : مدیریت ، هنر انجام دادن امور به وسیلۀ دیگران است .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

با توجه به مطالب بالا ، دوست دارم باور شما را در پاسخ به سوال ِ '' مدیریت چیست ؟ '' بدانم .

بعضی ها می گویند : مدیریت ، یک هنر است .

عده ای بر این باورند که مدیریت ، ذاتی است .

بسیاری معتقدند که مدیریت ، علم است .

باور شما چیست ؟

Mikrobe-Sorati
جمعه ۲۶ خرداد ۹۱, ۰۴:۲۹ بعد از ظهر
پانتي جان ممنون از مطلب خيلي خوبت ..
به نظر من مديريت ميتونه تركيب بين اين چيزايي باشه كه گفتي يعني ( هنر ، ذات و علم ) باشه :‌)

moya
جمعه ۲۶ خرداد ۹۱, ۰۷:۰۶ بعد از ظهر
سلام چون بحث تخصصی در مورد مدیریت بود گفتم نظرم را که از اندیشمندان این حوزه است بیان کنم:
مدیریت تلفیقی از دانش (البته بحث مفصلی بین علم و دانش است که بگذریم) و هنر است، یعنی افراد با کسب مهارت های مدیریت به عنوان دانش مدیریت می توانند پا به عرصۀ مدیریت گذاشته ولی مهمتر از ان انجام این مهارت ها در مکان و زمان مناسب است تا این مهارت ها یا این دانش به کار آید، این به کار گیری یک هنر است البته این از طریق تجربه حاصل می شود و بعضی افراد بدلیل شرایط تربیتی که داشتند این تجربه را می توانند در زمان کوتاه تر بدست آورند.
اگر بخواهم مطالب گفته شده را خلاصه کنم بهتر است بگویم:
مدیریت هنر استفاده از مهارت ها و دانش های مدیریتی است.

Admin
جمعه ۲۶ خرداد ۹۱, ۱۰:۱۶ بعد از ظهر
هر کسی تو هر موقعیتی میتونه یه مدیر باشه!
حتما نیاز نیست بهش بگن مدیر تا بشه یه مدیر

یه بچه ای که تازه راه میوفته وقتی اعضای بدنش رو کنترل میکنه و میفهمه چطور باید از اونها استفاده کنه این خودش یه مدیریت هست.
دانش آموزی که زمان بندی میکنه تا به کارهاش برسه زمان رو مدیریت میکنه.
مادر در خانه
پدر در بیرون
و....

مدیریت داشتن یا مدیر بودن در واقع کسب دانش استفاده "صحیح" و "درست" از اون چیزهایی هست که داریم.
و بسته به نوع مدیریت میتونه ذاتی یا اکتسابی باشه.(یعنی در جمله بالا میشه اون کسب دانش رو حذف کرد)

نظرات بنده کاملا شخصی بود و دلیل به صحیح بودن آنها نیست.=)(=

omidr
شنبه ۲۷ خرداد ۹۱, ۰۹:۵۷ قبل از ظهر
مرسی دخترم =)(=@};-:love::O:' و از بقیه هم تشکر میکنم ....چیزای جالبی گفتید =)(=@};-

من دیگه چیزی نمیگم که حرفای شما خراب نشه :4:=)(=

دخترم ادامه بده :NOTIFY:=)(=:O:'

niloofar
شنبه ۲۷ خرداد ۹۱, ۱۰:۱۶ قبل از ظهر
تعريف مديريت
مديريت فرايند به کارگيري مؤثرو کارآمد منابع مادي وانساني در برنامه ريزي سازماندهي بسيج منابع وامکانات هدايت و کنترل است که براي دستيابي به اهداف سازماني و بر اساس نظام ارزشي مورد قبول صورت مي گيرد.
واقعا بايد گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مديريت چقدر ميدانند؟دانش مديريت تا چه حد علمي است و آيا مديريت علم است يا هنر؟ بخشي از مديريت را ميتوان از طريق مدريت آموزش فرا گرفت و بخشي ديگررا ضمن کار بايد آموخت در واقع بخشي را که با آموزش فرا گرفته مي شود علم مديريت است . و بخشي را که موجب به کار بستن اندوختها در شرايط گوناگون مي شود هنر مديريت مي نامند. «به عبارتي ديگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن .»


نظريه نقشهاي مديريتي
جديدترين نظريه مديريت نظريه نقشهاي مديري است اساس اين نظريه اين است که آنچه را مدير انجام ميدهد بايد ملاحظه نمود و بر پايه چنين ملاحظاتي فعاليتها يا نقشهاي مديري را معين کرد . آديزس (adizes ) با مطالعه مديريت براي اداره موثرهر سازمان چهارنقش « مدير توليد ـ اجراي ـ ابداعي و ترکيبي » را لازم ميداند هر يک از اين نقشهاي مديري با يکي از خرده سيستم و يک سيستم اجتماعي ارتباط دارد . زيرا هر نوع سازماني خواه بازرگاني،صنعتي يا اداري يک سيستم اجتماعي است و بيشتر خرده سيستم هاي اجتماعي مرکب از خرده سيستم هاي به هم پيوسته زيادي هستند . که شامل خرده سيستم هاي انساني ، اجتماعي ، اداري ، ساختاري ، اطلاعاتي ، تصميم گيري و تکنولوژي اقتصادي است . ادريزس اين چنين استدلال مي کند که به طور کامل هر چهار نقش را ايفا کنند و هيچ گونه سبک مديري غلط نداشته باشند اندکند زيرا چنين مديري بايد تکنسيني عالي ، رئيس ،مبتکر و نيز ترکيب کننده باشد. هر مديري با توجه به نوع کار سطح سازمان و شرايط محيطي به درجاتي از مهارتها ي مديري نياز دارد . مديريت به شکل يک هرم است که در پايين ان عالي ،در وسط مياني ، در بالا عملياتي ؛مديران عملياتي ،اين مديران سرشان بسيارشلوغ است و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان مي شود . و اغلب مجبورند براي نظارت در رفت وامد باشند و براي پرسنل خود ماموريتهاي کاري خاص تعيين کنند وبا برنامه عملياتي تفصيلي کوتاه مدت طرح ريزي کنند.
مديران مياني؛ انها به طور مستقيم به مديريت رده بالا گزارش ميدهند کارشان مديريت بر سرپرستا ن است و نقش حلقه واسطي را ميان مديريت عالي و مديران عملياتي به عهده دارند بيشتر وقتها به تحليل دادهها ،اماده کردن اطلاعات براي تصميم گيري تبديل تصميمهاي مديريت عالي به پروژههاي معيين براي سرپرستان و جهت دادن به نتايج کار مديران عملياتي است . مديريت عالي ؛ مديري که در نقشهاي عملياتي و مياني موفق بوده و عملکرد کلي واحدهاي عمده را ارزيابي مي کنند و درباره موضوعات و مسائل کلي با مديران سطح پايين به تبادل نظر مي نشينند و بيشتر وقتشان را با همکاران يا افراد خارج از سازمان واندک زماني را با افراد زيردست مي گذرانند .
هرمديري بايد خلاقيت داشته باشد خلاقيت يعني به کارگيري توانايهاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد تداوم حيات سازمانها به باسازي انها بستگي دارد؛ باسازي سازمانها از طريق هماهنگ کردن اهداف ياـ وضعيت روز و اصلاح و بهبود روشهاي حصول اين اهداف انجام مي شود .
ماکسيم گورکي مي گويد :اگر کار تفريح باشد زندگي لذتبخش است و اگر وظيفه باشد زندگي بردگي است .


خلاقيت مديران

هر مديري بايد خلاقيت داشته باشد خلاقيت يعني به کارگيري تواناي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد . تداوم حيات سازمان ها به باسازي آنها بستگي دارد باسازي سازمان ها از طريق هماهنگ کردن اهداف با وضعيت روز و اصلاح و بهبود روش هاي حصول اين اهداف انجام مي شود .
چه کسي خلاقيت و نوآوري مي کند ؟
هر انسان مدير يا غيرمديري از استعداد خلاقيت برخوردار است بنابرين نبايد خلاقيت فقط در انحصار مديران خاصي باشد زيراآنچه که محکمتر از وجود استعداد خلاقيت است جلوگيري از عوامل بازدارنده ظهور آن است که در صورت آزاد سازي ذهن از پيش فرض ها و الگو هاي زنجيرهاي ذهني در مدت کوتاهي توان خلاقيت و به کارگيري فکر هاي نو در عمل را مي توان دو برابر افزايش داد.


مديريت موفق و مؤثر

مديريت موفق و مؤثر عبارت است ؛ از کسب اهداف سازماني يا چيزي بيش از آن . « ويليام جميز» با تحقيقي که درباره انگيزش انجام داد ، به اين نتيجه رسيد که کارکنان ساعتي ، تقريباً با ميزان کاري در حدود20الي 30 درصد توانايي يشان مي توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ اين تحقيق همچنين نشان داد که اگر کارکنان، انگيزش بيشتري داشته باشند تفريباً با 80 الي 90 درصد تواناي خود، کارمي کنند . مديري که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مديري مانند : توبيخ ، کسر حقوق و .... فراهم سازد ؛ مدير موفق ناميده مي شود ولي مدير مؤثر کسي است که بتواند 80الي 90درصد تواناي هاي افراد را به کار گيرد .


چگونه مي توان مديرموفق ومؤثري بود ؟

براي موفق و مؤثر بودن ، تواناي هاي ذاتي و اکتسابي معيني لازم است . مدير مؤثر نياز به تواناي هاي فني ، انساني ادراکي ، طراحي و حل مسائل دارد . يک مدير موفق ، نگرش و انگيزه هاي معيني دارد. پاداش هاي سازماني (اضافه حقوق ، ارتقاء و ...) و جو سازماني بر انگيزه و انگيزش وي اثر دارد . يکي ديگر از موفقيت ، رويدادهاي پيش بيني نشده وامدادهاي غيبي است ؛ زيرا هميشه تواناي هاي افراد نيست که براي ايشان موفقيت مي اورد . بررسي ميزان موفقيت و مؤثر بودن هر مدير بر اساس ديدگاه و معيارهاي سازماني صورت مي گيرد .


برنامه ريزي

هنگامي که آدمي در مسير رشد عقلاني خود به ضرورت برنامه ريزي در زندگي خويش پي برد، آن را در نظام هاي اجتماعي به عنوان ابزاري در خدمت مديريت و رهبري ، مورد توجه قرار داد و امروز مي بينيم که ساختار وجودي سازمان ها پيچيده گشته اند ، که بدون برنامه ريزي هاي دقيق نمي توانند به حيات خود تداوم بخشند.


تعريف برنامه ريزي

براي دست يافتن به هدف مورد نظر ، بايد قبل از تلاش فيزيکي يا اقدام به انجام کار، تلاش ذهني يا برنامه ريزي کافي صورت بگيرد.« برنامه ريزي شالودۀ مديريت را تشکيل مي دهد ».


فلسفۀ و ضرورت برنامه ريزي

فلسفۀبرنامه ريزي به عنوان يک نگرش و راه زندگي که متضمن تعهد به عمل بر مبناي انديشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ريزي منظم و مداوم مي باشد ، بخش انفلاک ناپذير مديريت است؛ فرد و سازمان براي رسيدن به اهداف خويش نياز به برنامه ريزي دارند ، بنابراين ضرورت برنامه ريزي ، براي رسيدن به جز ئيترين اهداف يک واقعيت انکار ناپذير است . نياز به برنامه ريزي از اين واقعيت نشأت گرفته است .« همۀ نهادها در محيطي متحول فعاليت مي کنند».



سازماندهي

انسان ذاتاً کنجکاو است با حواس پنجگانۀ خود به جستجو در دنياي اطرافش پرذاخته تلاش مي کند تا مشاهداتش را در قالب هاي منسجم نظم بخشد . انسان امروزي نه تنها نيمي از روزش را به همکاري در تلاش هاي گروهي مي گذراند بلکه نيم ديگر را به تماشاي تلويزيون ، خواندن روزنامه و کتاب يا به مجامع عمومي براي سرگرمي سپري مي کنند که همگي حاصل تلاش گروهي انسانها در واحدهاي سازماني است . نظريه پردازان سازمان از حوزه هاي گوناگون نظير : مديريت ، روانشناسي ، جامعه شناسي ، علوم سياسي، اقتصاد، مردم شناسي، مهندسي ، مديريت بيمارستاني و ... پديد آمده اند و هر يک چيزي براين موضوع افزوده اند .


تعريف سازماندهي

سازماندهي ، فرايندي است که طي آن تقسيم کار ميان افراد وگروه هاي کاري و هماهنگي ميان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت مي گيرد .


انواع مختلف سازماندهي

روش هاي بسيار متفاوتي براي دسته بندي سازمان ها هست ؛ سازمان رسمي و سازمان غير رسمي
سازمان رسمي وغير رسمي :سازمان رسمي را مسؤلين به طور قانوني بنيانگذاري و تصويب مي کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظايف و اختيارات و چگونگي انجام آن مشخص مي شود . ساختارهاي رسمي در واقع تخيلي هستند زيرا سازمان آن گونه که پيش بيني عمل نمي کند ؛ اما سازمان هاي غيررسمي بيانگر حالت واقعي است، يعني چگونگي عمل سازمان را به طور واقعي نشان مي دهد . بعد از انکه ساختار رسمي ايجاد مي شود ، سازمان غير به طور طبعيي در چارچوب آن پديدار ميگردد؛ سازمان غير رسمي حاصل تعامل اجتماعي مداوم است و ساختار رسمي تعديل ، تحکيم يا گسترش مي دهد .

تعريف سازمان رسمي :
در سازمان رسمي ، مدير روابط سازماني را به طور مکتوب و به کمک نمودار با دقت هر چه بيشتر براي کارکنان تشريح مي کند . تغيرات بعدي در صورت لزوم مي تواند به طور رسمي يا غير رسمي انجام شود .

تعريف سازمان غير رسمي :
دراين سازمان ، مدير روابط سازماني را به طور شفاهي براي کارکنان توضيح مي دهد و اين روابط را بر حسب نياز تغيير مي دهد .
برنامه ريزي فرايندي است که به موجب آن شما آينده خود را دائماً مي سازيد « روجرفريتز»

MaxPayne
شنبه ۲۷ خرداد ۹۱, ۰۱:۵۷ بعد از ظهر
مدیریت یعنی...

به اون چیزی که میگی،عمل کنی...@};-

MAHGOL
شنبه ۲۷ خرداد ۹۱, ۰۹:۲۶ بعد از ظهر
پانتي جان ممنون از مطلب خيلي خوبت ..
به نظر من مديريت ميتونه تركيب بين اين چيزايي باشه كه گفتي يعني ( هنر ، ذات و علم ) باشه :‌)

مـــرسی نازگلی ! ممنون از وقتی که گذاشتی ، خانم X: و مرسی از نظر @};-

---------- Post added ۱۳۹۱/۰۳/۲۷ at ۰۹:۲۹ بعد از ظهر ----------


سلام چون بحث تخصصی در مورد مدیریت بود گفتم نظرم را که از اندیشمندان این حوزه است بیان کنم:
مدیریت تلفیقی از دانش (البته بحث مفصلی بین علم و دانش است که بگذریم) و هنر است، یعنی افراد با کسب مهارت های مدیریت به عنوان دانش مدیریت می توانند پا به عرصۀ مدیریت گذاشته ولی مهمتر از ان انجام این مهارت ها در مکان و زمان مناسب است تا این مهارت ها یا این دانش به کار آید، این به کار گیری یک هنر است البته این از طریق تجربه حاصل می شود و بعضی افراد بدلیل شرایط تربیتی که داشتند این تجربه را می توانند در زمان کوتاه تر بدست آورند.
اگر بخواهم مطالب گفته شده را خلاصه کنم بهتر است بگویم:
مدیریت هنر استفاده از مهارت ها و دانش های مدیریتی است.

مطلبی که بیان کردید سوالی ُ در ذهن من ایجاد کرد که حتما در تاپیک بعدی عنوان می کنم و پاسخ شما برای من اهمیت خاصی دار ِ ، چرا که بی شک تجربه و تخصص شما در این رشته قابل توجه ِ

ممنون از وقتی که گذاشتید ، @};-

---------- Post added ۱۳۹۱/۰۳/۲۷ at ۰۹:۳۲ بعد از ظهر ----------


هر کسی تو هر موقعیتی میتونه یه مدیر باشه!
حتما نیاز نیست بهش بگن مدیر تا بشه یه مدیر

یه بچه ای که تازه راه میوفته وقتی اعضای بدنش رو کنترل میکنه و میفهمه چطور باید از اونها استفاده کنه این خودش یه مدیریت هست.
دانش آموزی که زمان بندی میکنه تا به کارهاش برسه زمان رو مدیریت میکنه.
مادر در خانه
پدر در بیرون
و....

مدیریت داشتن یا مدیر بودن در واقع کسب دانش استفاده "صحیح" و "درست" از اون چیزهایی هست که داریم.
و بسته به نوع مدیریت میتونه ذاتی یا اکتسابی باشه.(یعنی در جمله بالا میشه اون کسب دانش رو حذف کرد)

نظرات بنده کاملا شخصی بود و دلیل به صحیح بودن آنها نیست.=)(=


قطعا درست ِ ، من فکر می کنم مطالب شما بیشتر به هنری و ذاتی بودن مدیریت وابسته بود . پیش از خوندن مثال هایی که بزنید ، نقش خانم های خانه دار در ذهن ام مجسم شد ، با این که

ممکن ِ بسیاری از خانم های خانه دار تحصیلاتی نداشته باشند و یا تحصیلاتی در این زمینه نداشته باشند ، اما مدیران خوبی محسوب می شوند .

ممنون @};-

---------- Post added ۱۳۹۱/۰۳/۲۷ at ۰۹:۳۵ بعد از ظهر ----------


مرسی دخترم =)(=@};-:love::O:' و از بقیه هم تشکر میکنم ....چیزای جالبی گفتید =)(=@};-

من دیگه چیزی نمیگم که حرفای شما خراب نشه :4:=)(=

دخترم ادامه بده :NOTIFY:=)(=:O:'

خواهش میکنم پـدر :O:' ، مــرســــــی از روحیه ای که دادی ! :love: ، شما حمایت کنید ، ادامه میدم . @};- (=)(=)
شما هر حرفی بزنید ، سند ِ ، ما همه طوره پدر ُ قبول داریم . @!

---------- Post added ۱۳۹۱/۰۳/۲۷ at ۰۹:۳۶ بعد از ظهر ----------


مدیریت یعنی...

به اون چیزی که میگی،عمل کنی...@};-


نظر شما که پاسخ به سوال من نبود ، اما ممنون از نظر @};- :4: @};-

v a h i d
شنبه ۰۳ تیر ۹۱, ۰۱:۴۰ قبل از ظهر
سلام با عرض معذرت از اینکه من دیر رسیدم !---!
خب منم دوس دارم بگم نظرمو دیگه برید کنار بینم m10.
مدیریت چیست ؟ وای که چه دردسری سر نمره گرفتن در مورد این سوال من ترم قبل داشتم ...:4: بگذریم !
پانتی جان تو برای مدیریت نقش رهبری هم قائل شدی که میتونه خیلی پیچیده بشه وقتی مباحثی از جمله قدرت و انواع سبک رهبری مطرح بشه...
مدیریت با رهبری یه سری تفاوت ها داره
مدیریت ترکیبی از علم و هنر هستش که جنبه هنریش برجسته تر جلوه میکنه چون جنبه ی عملی داره
به نظر من تا حدودی ذاتی هست اما مطلق نیست ! چون با آزمون . خطا و قرار گرفتن تو شرایط مختلف میشه توان مدیریتی تقویت بشه
مدیریت تعاریف متعددی داره که از تعریف مکتب کلاسیک ، نئوکلاسیک و ... به صورت رو به کمالی ارائه شده و خواهد شد
اما بحث رهبری و سبک های اون جای بحث بسیاری داره ، که از جمله اونا ایجاد فرهنگ سازمانی و تعیین چشم انداز و ... هستش
فعلا همین =)(=

MAHGOL
شنبه ۰۳ تیر ۹۱, ۰۲:۲۲ قبل از ظهر
فکر کنم منظور شما این باش ِ :

Management : مدیریت ، به معنای هنر انجام دادن امور به وسیلۀ دیگران > درست انجام دادن امور

Leadership : رهبری ، به معنای هنر نفوذ در دیگران > انجام دادن امور درست

از جایی که هیچ چیز مطلق نیست و همه چیز نسبی ِ ، به نظر من مدیریت هم اینطوری ِ . مدیریت از بخش های متفاوتی تشکیل شده . علم ، هنر ، ذات و ... بخش های متفاوت مدیریت هستند .

ممنون از نظر @};-

ببینید ، مدیریت با رهبری یکسان نیست . اما در واقع این دو جزئی از هم هستند ، نیستند؟! در حقیقت مدیریت و رهبری مکمل همدیگرند !

omidr
یکشنبه ۰۴ تیر ۹۱, ۱۰:۴۳ قبل از ظهر
یه چیزی دیگه هم من بگم پانتی جان و وحید جان که یه رهبر میتونه مدیر باشه ولی یه مدیر نمیتونه رهبر باشه ؟!!! مگر در مواقع خاص=)(=

و اینکه یه رهبر باید یه مدیر باشه ولی یه مدیر میتونه رهبر باشه میتونه نباشه !!!!=)(=@};-

MAHGOL
یکشنبه ۰۴ تیر ۹۱, ۰۸:۰۴ بعد از ظهر
الــــهی من فدای اطلاعات ِ بابام ُ خودش بشمـ ! :O:' حرفهای شما که نگفته و ندیده قبول ِ :love: ، به خصوص که مدیریت از سر و روش میباره @!

کـــــــاملا درست ِ =)(=@};-=)(=

مرسی امید جان @};-@};-@};-

omidr
یکشنبه ۰۴ تیر ۹۱, ۰۸:۱۳ بعد از ظهر
خدا نکنه دخترم :NOTIFY::O:':love:

خواهش لطف داری:love: ...میدونی به خاطر اینه که حامی مدیری رو سرم ریخته !!!)_( داره چیکه میکنه :4:

@};-=)(=
نام کاربری نو مبارک=)(=

چت ممنوع:NOTIFY::4:(من مسایل خانوادگی رو با کاری قاطی نمیکنم !!!)_(:4:)

v a h i d
یکشنبه ۰۴ تیر ۹۱, ۰۸:۲۷ بعد از ظهر
ولی باز تاکید میکنم که به نظر من جدا از هم هستن در حالی که یه مدیر میتونه نقش رهبری رو ایفا کنه شایدم نتونه ! (طبق حرف همزادم)
مدیریت با یه سری پیچیدگی سر و کار داره در همین حال نگرشش غیر شخصیه چون با هسته های مختلف سازمان سر و کار داره اما رهبری با تغیریت سر و کار داره ، نگرشش شخصی نیست و در مواقع مهم ریسک میکنه !
تو بحث مدیریت ، فرهنگ سازمانی در حال اجراس و کنترل میشه اما بحث پیاده سازی و ابداع اون با رهبر هستش
رهبر میتونه هر جا باشه اما مدیریت صرفا داخلی هستش
ایناس که میتونه متمایز کنه تا حدودی مدیریت و رهبری رو ، بازم تاکید میکنم یه مدیر هم میتونه نقش رهبری ایفا کنه هم نه !

MAHGOL
یکشنبه ۰۴ تیر ۹۱, ۱۰:۱۱ بعد از ظهر
خدا نکنه دخترم :NOTIFY::O:':love:

خواهش لطف داری:love: ...میدونی به خاطر اینه که حامی مدیری رو سرم ریخته !!!)_( داره چیکه میکنه :4:

@};-=)(=
نام کاربری نو مبارک=)(=

چت ممنوع:NOTIFY::4:(من مسایل خانوادگی رو با کاری قاطی نمیکنم !!!)_(:4:)


مرسی :)) ،

=)) ، بله ! پدر ِ مدیری دارم من :love: یدونست اونم وا3 نمونست @!

---------- Post added ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ at ۱۰:۱۷ بعد از ظهر ----------

و پاسخ ِ شما ، v a h i d :

نظراتی که عنوان شد ، نظر شخص من نبود . اغلب متعلق به اشخاص کارشناس در زمینۀ مدیریت بود .

v a h i d
یکشنبه ۰۴ تیر ۹۱, ۱۱:۲۱ بعد از ظهر
منم نظر شخصیمو طبق برداشتی که داشتم گفتم =)(=